۲۹.۰۷.۲۰۲۶تفکرات میانهفته۳۴،
برنامهریزی برای استفاده از زمین، کلید موفقیت بنگلور بود.
نوشتهی مالینی شانکار
بنگلور خنکترین شهر شبهقارهی هند بوده و هست، اما ما به سرعت در حال از دست دادن این موهبت آسمانی هستیم. آب و هوای کوهستانی دلپذیر آن به این دلیل است که بنگلور بلندترین نقطه در دشتهای هند - در فلات دکن - را دارد. این شهر که بین مدار رأسالسرطان و خط استوا در وسط شبهجزیره واقع شده، از هر دو ساحل به یک فاصله است، دارای خاک حاصلخیز مسطح و آب و هوای معتدل و مطبوع در تمام طول سال است، توسط قدرت استعماری کشت شده است، جایی که ساکنان بریتانیایی بر توسعهای که توسط قدرت استعماری آغاز شده و توسط پادشاهان وودیار میسور با مدیران بسیار توانمندی مانند سر ام. وی. ویشوریا، سر میرزا اسماعیل، دیوان مادهاو رائو، دیوان ام. ان. کریشنا رائو و امثال آنها اجرا شده است، نظارت داشتند. خیابانهای عریض و جادههای اصلی طوری برنامهریزی شده بودند که طرحهای اصلی حومه شهر، مراکز تجاری و غیره را قطع کنند؛ مناطق تجاری و صنعتی حومه شهر به طرز بینقصی برنامهریزی شده بودند. خدمات اتوبوس برای مردم عادی نیز یک امر بخش عمومی بود. حتی افراد دارای معلولیت جسمی میتوانستند از این اتوبوسها برای مدرسه/دانشگاه یا محل کار استفاده کنند. مناطق مشخصشدهای برای استفاده صنعتی پهنهبندی شده بودند، فضاهای سبز، مناطق مسکونی، بازارها، مراکز تجاری، مؤسسات مراقبتهای بهداشتی به خوبی از هم فاصله داشتند، تعدادشان کم بود اما خدمات آمبولانس به خوبی کار میکرد و مراقبتهای بهداشتی مطمئناً گران نبود. اقدامات بخش دولتی با تأمین مسکن، زیرساختهای مراقبتهای بهداشتی، زیرساختهای کاربردی و حمل و نقل نیز برنامهریزی شده بود. اقتصاد قدیمی کل چرخه مالی و بافت اجتماعی را تکمیل میکرد. فقری وجود نداشت؛ کل جامعه پایدار بود.
آب و هوای بنگلور چنان معتدل بود که دمای تابستان هرگز از 320 درجه سانتیگراد تجاوز نمیکرد. صبحهای مهآلود از ویژگیهای صبحهای تابستان بود و مردم حتی در اوج تابستان بنگلور تا حدود سال 1980 ژاکتهای نیمهباز میپوشیدند. ما بنگلوریها هرگز عرق کردن را نمیشناختیم! بارانها به موقع میباریدند، تابستانها و زمستانها معتدل بودند.
کارمندان کارخانههای دولتی مانند BEML، HAL، BEL NAL، BHEL و غیره با سرویس اتوبوسی که توسط کارفرمایانشان - کارخانههای دولتی - تعیین شده بود، به سر کار میرفتند. البته آنها ساعات کاری کمی داشتند. اما غذاخوریهای کارخانهها باعث اختلالات غدد درونریز عصر جدید در آنها نمیشد. کارمندان شیفت شب از اتوبوسها پیاده میشدند، به نزدیکترین نانوایی میرفتند، یک نان میجویدند و آن را با شیر بادام معروف مینوشیدند و به خانه میرفتند، به جای اینکه همسرانشان را بیدار کنند. اختلالات غدد درونریز مانند دیابت و فشار خون بالا فقط برای افراد بالای ۶۵ سال بود. استرس بیسابقه بود!
هیچ ثروت قابل تصرفی برای خرید برندهای لوکس برای کیف، گردنبند الماس وجود نداشت، گردشهای خانوادگی به رستوران ماهی یک یا دو بار برای افراد حرفهای بود. سرگرمی تماشای بناهای تاریخی نورانی مانند ساختمان محبوب ویدهانا سودا بود.
اما همین کارخانههای دولتی اقتصاد را آنقدر تخلیه کرده بودند که مجبور شد از اقتصاد محافظتشده بیرون بیاید. آزادسازی اجتنابناپذیر بود و در سال ۱۹۹۱، زمانی که دکتر مانموهان سینگ اصلاحات مالی را معرفی کرد، شاهد اقتصادی تپنده برای هند بودیم. روی دیگر سکه، فساد مادی بود. هر هندی مجبور بود سه تا پنج ماشین، سه قطعه ملک و درآمد پنج رقمی داشته باشد. و برای حمایت از این جنون، پلهای هوایی با بودجه بانک جهانی ساخته شدند، پروژههای املاک و مستغلات به پروژههای سرمایهگذاری خطرپذیر تبدیل شدند... در حالی که اقتصاد در حال تپش بود، پایداری کاملاً از بین رفته بود. مراقبتهای بهداشتی و آموزش، مصالحهای تحقیرآمیز بودند. فقر از شکافهای عمیق بین ثروتمندان و فقرا در سراسر هند شروع به خودنمایی کرد. خانههای مستقل جای خود را به مجتمعهای مسکونی چند طبقه دادند، درختان و حیات وحش ناپدید شدند، دستگاههای تهویه مطبوع وارد شدند.
آزادسازی، انقلاب نرمافزاری را به همراه داشت و تقریباً بهطور کامل خودروسازی، مهندسی مکانیک و سایر بناهای تولیدی در بنگلور را به حاشیه راند. ردپای صنعت نرمافزار (صاحبان اقامتگاههای مهماننواز در حال برنامهریزی و ساخت ۷۵ اتاق خواب در یک ساختمان هستند)،
زمینهای بازی، پارکها و فضاهای باز برای مراکز خرید و پدیده فراگیر بنگلور، ساختمانهای "کاربری مختلط"، پاکسازی شدند. اگر در طبقات بالا بخشهای مسکونی دارید، ایجاد پارکینگ الزامی است. اما زیرزمینها از طریق سوپرمارکتها تجاری یا پولی شدهاند. بنابراین ساکنان مجبور بودند ماشینهای خود را بیرون ساختمانها پارک کنند. پارک کردن در پیادهروها به این معنی است که مردم نمیتوانند روی پیادهروها راه بروند. تراکم ترافیک در جادهها به این معنی است که دوچرخهسواران شروع به اسکیتسواری روی پیادهروها کردهاند و جان انسانهای ضعیفی را که روی پیادهروها راه میروند به خطر میاندازند. سوپرمارکتهای زیرزمین در طول بارانهای موسمی پر از آب میشدند.
موشهای شهری رونق گرفته، تنها محدودیتهای یک شهر سبز را که از درون در حال انفجار بود، بدتر کردند. بدون رشد اقتصادی افقی، اما بدون تجاوز افقی، فشار افسارگسیختهای بر منابع آب، برق، گاز پختوپز، اتصالات فاضلاب و غیره وجود دارد. آپارتمانهای غیرقانونی و دستفروشان تجاری همه چیز را خراب میکنند: تأمینکنندگان مواد غذایی خوشطعم، سلامت مهاجران را به خطر میاندازند
جمعیت زیادی در حال زندگی و کار در یک سوراخ در دیوار هستند. مراکز اقامتی PG به نقاط جرم خیز تبدیل میشوند. هرج و مرج ترافیکی چند برابر میشود. خدمات اتوبوسرانی برنامهریزی شده که بسیار پایدارتر بودند، به طور کافی با روشهای حمل و نقل عمومی قویتر و چندگانه تکمیل نمیشوند. خودروهای تک نفره باعث ایجاد گازهای گلخانهای در شهر مرتفع بنگلور میشوند. مهاجران در بنگلور در حال انفجار، امنیت معیشتی پیدا نمیکنند، بنابراین وام میگیرند و خودرویی میخرند تا از آن به عنوان تاکسی استفاده کنند. وسایل نقلیهای که به عنوان تاکسی در بنگلور استفاده میشوند، دقیقاً از استانداردهای بالای انتشار گازهای گلخانهای برخوردار نیستند. انتشار CO2 در نتیجه، سطح اکسیژن را کاهش میدهد و انتشار مونوکسید کربن یا CO2 را افزایش میدهد.
اکنون املاک اجدادی در بنگلور توسط "توسعهدهندگان املاک و مستغلات" شکار میشوند تا مراکز تجاری چند منظوره ایجاد کنند که برای رشد شهری خودکشی هستند.
بنگلور به شدت به برنامهریزی برای بازآفرینی مدیریت هوشمند شهر نیاز دارد. قبل از اینکه آزادسازی، شهر زیبا را خراب کند، هوشمندانهتر بود..

Comments
Post a Comment