زمزمهی شلاق! ۱ آوریل ۲۰۲۶ (Persian)
رئیس جمهور هنوز در دوره دوم ریاست جمهوری خود یاد نگرفته است که کشورداری یک معامله تجاری نیست.
نوشتهی مالینی شانکار
شادی شیطانی در دیدن یک سیاستمدار راست افراطی وجود دارد که از لفاظیهای جنگطلبانه و بیگانههراسانهاش دست میکشد. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، با اعلام اینکه ایران آمادهی شلیک موشکهای هستهای به منافع ایالات متحده است و جنگ اجتنابناپذیر است، طعمهی خیالات سیاسی خود برای غارت ذخایر نفتی ایران شد. معلوم شد که ایران مهمات زیادی دارد اما سوخت کافی برای تأمین انرژی آنها برای فرود در هر نقطهای از اقیانوس اطلس را ندارد.
بدیهی است که هیچ درسی از تاریخ گرفته نشده است. سلف جمهوریخواه او، جورج بوش دوم، اعلام کرد که عراق در زمان صدام حسین در معرض تهدید است زیرا او در حال توسعه سلاحهای کشتار جمعی بود و بیجهت جنگ دوم خلیج فارس را آغاز کرد. سلاحهای کشتار جمعی هرگز پیدا نشدند. بوش پسر هرگز به شکست خود اعتراف نکرد. این به دلیل فقدان اعتبار، به از دست دادن شدید وجهه منجر میشود. هزینه گزافی که یک رئیس جمهور آمریکایی پس از جنگ جهانی دوم باید بپردازد.
به نظر میرسد دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، کاملاً احمق بوده است. ابتدا او گفت که ایران در حال آمادهسازی مواد هستهای برای هدف قرار دادن ایالات متحده است. آژانس بینالمللی انرژی اتمی این ادعاها را تأیید نکرد. هیچ چیز نمیتواند جنایات جنگی و بمباران اماکن میراث جهانی یونسکو را توجیه کند. شاید - فقط شاید این تلاش او برای منحرف کردن توجه از افشاگریهای پروندههای اپستین بود. سپس او این را توجیه کرد که ناتو نمیتواند با هزینه مالیاتدهندگان آمریکایی حفظ شود. سپس او نتوانست مانع بیگانههراسی اسرائیل شود.
پس از ارعاب مذاکرهکنندگان ایرانی در مورد مسئله هستهای، مذاکرات را لغو کرد و در همان اولین حمله به تهران، رهبر معظم ایران - آیتالله خامنهای - را با قاطعیت کنار گذاشت. سپس پس از شروع جنگ، آشکارا پیشنهاد داد که عربستان سعودی و کویت هزینههای جنگ را بپردازند. سپس ادعا کرد که در حال مذاکره با رهبران گمنام ایران در مورد بحث برای پایان دادن به جنگ است. این یک خیالپردازی محض بود زیرا هیچ رهبر ایرانی در حال مذاکره با ایالات متحده تأیید نشد.
رئیس جمهور آمریکا از کنگره آمریکا که قطعنامه جنگ با ایران را تصویب نکرده بود، درخواست کمک مالی ۴۰۰ میلیون دلاری کرد. اکنون او میخواهد ناتو از آمریکا در برابر ایران دفاع کند. و در روز سهشنبه ۳۱ مارس ۲۰۲۶، او در واقع گفت که بریتانیا و فرانسه میتوانند به جای خرید نفت ایران، نفت خام و سوختهای فسیلی را از ایالات متحده خریداری کنند. البته، آن لباس زیر زیبای بریتانیا، برای اعزام نیرو به میدان نبرد، تحت فشار قرار گرفته بود. او هنوز در دوره دوم ریاست جمهوری خود یاد نگرفته است که کشورداری یک معامله تجاری نیست. اگرچه بریتانیا در میانه انتقال حاکمیت به قلمرو اقیانوس هند بریتانیا است، رئیس جمهور اصرار دارد که بریتانیا باید به هواپیماهای دفاعی آمریکایی در جزیره دیگو گارسیا در قلمرو اقیانوس هند بریتانیا، حق عملیاتی بدهد. اهمیت شورای امنیت سازمان ملل در بیطرفی و جایگاه گاندیوار آن برای کنار گذاشتن بازیگران باجگیر نهفته است.
تا عصر ۳۱ مارس شنیدیم که ایالات متحده با یا بدون "توافق" در مورد تنگه هرمز، خواستار توقف جنگ خواهد شد. این یعنی رئیس جمهور آمریکا هرگز به اطلاعات سیا و اطلاعات اطلاعاتی در مورد ناپایداری جنگ گوش نداد. او فقط با غریزه ناامن خود بازی کرد تا یا برای سومین دوره متوالی در سمت خود باقی بماند یا معامله تجاری با شرکتهای نفتی ایران انجام دهد، همانطور که فکر میکرد با ونزوئلا امکانپذیر است. سلف او، بوش پسر، فکر میکرد میتواند ذخایر نفت عراق را به دکلهای نفتی خود در تگزاس منتقل کند. سپس کوفی عنان، دبیرکل سازمان ملل، گفته بود که نفت در برابر غذا در عراق برقرار است و بدون لغو تحریمهای سازمان ملل، هیچ نفتی نمیتواند استخراج یا به خارج از عراق ارسال شود.
چه قیمتی برای رأیدهندگان - مالیاتدهندگان در ایالات متحده به نمایندگی از کل جهان پرداخت میکنند! عصر ۳۱ مارس، الجزیره مصاحبهای از مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، پخش کرد که اعلام میکرد در کوبا و ونزوئلا هیچ حاکمیت قانونی وجود ندارد. چرا او یا ایالات متحده سعی نمیکنند پایههای دموکراسی را در عربستان سعودی و کویت نهادینه کنند؟ شاید این جنگ از جنگ بر سر نفت خونینتر باشد.
تیزهوشی تجاری رئیس جمهور آمریکا برای گرفتن پول در ازای گوشت، در «موفقیت» او در وادار کردن عربستان سعودی و امارات متحده عربی به اعزام نیرو - که تعبیری حسنه برای اعزام نیروی زمینی است - به خوبی مشهود است، اگرچه من شخصاً هرگز از وجود نیروهای امارات متحده عربی تا به حال چیزی نشنیدهام!
با وجود میراث غنی زبانی اروپا، کلمهای برای توصیف حماقت جنگ افروزی در صحنه جهانی امروز وجود ندارد!
زمان بهترین سلاح برای نشان دادن بلوف همه سیاستمداران راست افراطی است. لفاظیهای بیگانه هراسانه، خودبزرگ بینی و مجسمههای آنها به سرنوشت شنهای زمان دچار خواهد شد...
Comments
Post a Comment