پارلمان حیات وحش - برای کاهش درگیری حیات وحش توسط انسان؛ این روز زمین ...
نوشته مالینی شانکار
این هم یک روز زمین دیگر. یک روز دیگر برای ابراز همدردی ظاهری با آرمانهای زیستمحیطی. اما مسائل واقعی بدون توسل به راهحلها به ما خیره شدهاند. درگیری حیات وحش توسط انسان همچنان در مرکز چالشهای زیستمحیطی است که با چالشهای اداری حفاظت از محیط زیست روبرو است و عدم قاطعیت مصلحتاندیشانه سیاسی به جای حل آن، به این درگیری دامن میزند.
با بابی چاند، معروف به بابی بای از منطقه ناینیتال در اوتاراکند، بازمانده حمله ببر جنگی آشنا شوید؛ بابی در ۱۷ ژوئن ۲۰۲۲، حوالی ظهر، از حمله ببر در محدوده پانود نالا (۲۹°۳۰'۲۷.۲۲" شمالی، ۷۹° ۶'۴۸.۵۹" شرقی) در منطقه حفاظتشده ببر کوربت جان سالم به در برد. او به سختی از این حمله جان سالم به در برد. وقتی بابی جلوی پل (در حال ساخت) نشسته بود، از ببر شیرده که احتمالاً تولههایش را پشت پل نیمهساخته در جنگلهای همیشهسبز گرمسیریِ انبوهِ آنسوی پل جابجا میکرد، بیخبر بود. مقامات جنگلبانی در آن زمان گفتند که بابی در آن لحظه در حالت مستی و بیحسی بوده و همین باعث حمله شده است.
پس از حمله ببر، او آنقدر چابک بود که با ببر بجنگد و او را بترساند - خدای من، او به این کار نیاز داشت - تا از حملهای تقریباً مرگبار به زندگیاش جان سالم به در ببرد - اگرچه خودش به سختی زنده بود. او که به شدت خونریزی داشت، لنگان لنگان، کاملاً وحشتزده و در عین حال گیج، به یک استراحتگاه نزدیک در رامناگار، حدود ۵ کیلومتر از میان زمینهای جنگلی انبوه در حاشیه بزرگراه ایالتی رفت، جایی که کارکنان جنگلبانی (که از ماجرا مطلع شده بودند) رسیدند و او را برای کمکهای اولیه به بیمارستان عمومی منطقه رامناگار بردند. بعداً او را به بیمارستان آپولو در دهلی نو بردند، جایی که دو سازمان غیردولتی هزینههای درمان او را پرداخت کردند. این حمله باعث سوراخ شدن ریه چپ او شد و او را برای انجام کارهای سخت یدی، نفس نفس زد.
آقای آمیت گواشیکوتی، معاون مدیر میدانی منطقه حفاظتشده ببر کوربت، میگوید: «آقای بابی چاندرا، کارگری در رشتهکوه سارپدولی منطقه حفاظتشده ببر کوربت، در ژوئن ۲۰۲۲ مورد حمله یک ببر قرار گرفت. او بلافاصله توسط اداره جنگلبانی به بیمارستان رامناگار منتقل شد، سپس به کاشیپور و بعداً برای درمان پیشرفته به بیمارستان آپولو در دهلی نو ارجاع داده شد. او طبق سیاست تعارض حیات وحش انسانی، ۵۰ هزار روپیه غرامت دریافت کرده است. به دلیل جراحات شدید و کاهش توانایی جسمی، در این اداره ابقا شده و نقشی با حداقل کار فیزیکی به او محول شده است»... جایی که او به عنوان اپراتور بیسیم کار میکند. «من به عنوان یک کارگر روزانه در دفتر بیسیم اداره جنگلبانی، ماهی ۱۱۰۰۰ روپیه (۱۰۰.۰۱ یورو / ۱۱۷.۷۴ دلار) درآمد دارم، حقوقی ناچیز که برای گذران زندگی همسر، دو فرزند، چهار خواهر و والدینم کافی است. من از سال ۲۰۱۸ به عنوان کارگر روزانه در گلخانه اداره جنگلبانی کار میکنم، اما با وجود آسیبهای روحی که متحمل شدهام، شغل دائمی به من داده نشده است. حداقل من زندگی آبرومندانهای دارم... با وجود چنین معلولیت ناتوانکننده و درآمد ناچیزی که داشتهام، به شکار غیرقانونی دست نزدهام. با وجود جراحات شدیدی که از ببر ماده متحمل شدهام و زخمهایی که بر احساسات و سلامت روان من گذاشته است، هیچ نفرتی از ببر و سایر حیوانات وحشی ندارم.» این ببر ماده به بیش از هشت نفر در داخل و اطراف این رشتهکوه پانود نالا حمله کرده است، اما هنوز دستگیر نشده است. من تحصیلکرده هستم و مدرک کارشناسی ارشد دارم، آیا با توجه به سرنوشت شومم، واجد شرایط شغل دولتی نیستم؟ خانم؟» او با ناامیدی از من میپرسد.
بابی توسط پنچایات روستا به عنوان کارگر روزمزد برای ساخت پلی بر روی رودخانه رامگانگا که منطقه حفاظتشده ببر کوربت را به دو قسمت تقسیم میکند، استخدام شده بود - وقتی از دانگاری به هالدوانی سفر میکرد، در کنار جاده نزدیک سلطان چوکی، پانود نالا، حدود پنج کیلومتری شمال لبه شمالی شهر رامنگر، درست کنار بزرگراه ایالتی، بسیار نزدیک به پل در حال ساخت، توسط یک ببر شیرده مورد حمله قرار گرفت.
وقتی برای فیلمبرداری مستند به آنجا رفتم تا عکس بگیرم، یک راننده در جاده در جای خود متوقف شد، به من و رانندهام نگاه کرد و به من گفت که عجله کنم و بدون هیچ تأخیری از آنجا فرار کنم، زیرا مردی در حال خوردن ببر/ببر در حال پرسه زدن درست در همان نقطهای است که من ایستاده بودم. یک ببر جنگی چنان وحشتی در محله ایجاد میکند که روستاییان اطراف از سفر در بزرگراه ایالتی پس از غروب آفتاب خودداری میکنند. این ترس شاید غیرمنطقی باشد، با توجه به اینکه بابی در اواسط روز مورد حمله قرار گرفت.
با وجود همه اینها نظریهای که جیم کوربت یا کنت اندرسون اگر امروز زنده بودند برای گرفتن ببر مادهی درگیر در جنگ تبلیغ میکردند، به گفتهی مقامات جنگلبانی، عملی کردن این نظریههای انتظار و مراقبت کاملاً غیرعملی است. یکی از این اصول شامل یافتن بقایای فانی قربانی در جنگلهای انبوه و انتظار در مخفیگاه برای بازگشت شکارچی به لاشه است. حیوانی که برای گرفتن غنیمت خود میآید، باید علامتگذاری و کشته شود، صرف نظر از اینکه چه نوری وجود دارد یا لاشه در چه وضعیتی از تجزیه است یا تیرانداز چقدر خوب است. شکارچی باید با یک شلیک کشته شود. مبادا حیوان زخمی بتواند تلفات بیشتری را به بار آورد.
قربانیان غیرقانونی. آدمخوار رودراپرایاگ در دوران وحشت خود ۱۲۳ پوست سر را از بدن جدا کرد، که توسط جیم کوربت در کتاب «آدمخوار رودراپرایاگ» مستند شده است.
در این مورد، بابی خوشبختانه زنده است. بنابراین شکار شکارچی ادعایی دو چندان چالش برانگیز است.
او میگوید: «من مورد حمله قرار گرفتم و به سختی از حمله جان سالم به در بردم. ما دو نفر بودیم که سوار بر اسکوتر از میان جنگلهای بزرگراه ایالتی عبور میکردیم و نزدیک پلی که برای نوشیدن آب رودخانه ساخته شده بود، نشستیم.
به گفته بابی چاندرا، مردی که ادعا میشود ببر را میخورد، بیش از او را مورد حمله قرار داده است... «حداقل ۸ تا ۱۰ بازمانده در اطراف دانگاری در ترس زندگی میکنند». معاون مدیر اجرایی منطقه حفاظتشده ببر کوربت، گواشیکوتی، میگوید: «بله... و با تلاشهای اداره جنگلبانی، سرانجام نجات یافت»... به این معنی که اکنون در یک باغوحش یا مرکز نجات نگهداری میشود.
هانومانتا نایاکا از ملکامناهالی در حاشیه جنگلهای منطقه حفاظتشده ببر باندیپور در کارناتاکا، در ۱۰ مارس ۲۰۱۰ برای جمعآوری هیزم مستقیماً به لانه یک ببر شیرده در منطقه حفاظتشده ببر باندیپور در جنوب کارناتاکا رفت. در حالی که مقامات جنگلبانی اظهار داشتند که او احتمالاً سعی در شکار غیرقانونی تولههای ببر داشته است، دیگران از روستای زادگاهش گفتند که او فقط برای جمعآوری هیزم رفته است. هیزم. این سوال که چرا او هشت کیلومتر به عمق منطقه جنگلی اصلی رفته تا هیزم جمع کند، بیپاسخ ماند. با این وجود، ببر ماده، هانومانتا نایاکای بیچاره را که توسط ببر ماده خشمگین و تهدید شده کاملاً تکهتکه شده بود، در مرگش شرافت نداد.
لالیتا نایک ۱۶ ساله از روستای کوماروادا در جویدا تالوک از منطقه اوتار کانادا در کارناتاکا در حال چرای گاو خود بود که ناآگاهانه از کنار بوتهای در جنگلهای انبوه عبور کرد، جایی که یک خرس تنبل در حال شیر دادن به تولههایش بود. توله مادر که تا سر حد انفجار آشفته شده بود، تقریباً کینهتوزانه او را تعقیب کرد، به او ضربه زد، در این حین چنگالهایش را در دهانش فرو کرد و فکش را پاره کرد. کمکهای اولیه برای لالیتای در حال خونریزی شدید، شامل دویدن برادرش در یک نیمه ماراتن در زمین جنگلی بود، اما او یک ماشین سفیر را از میان نهرهای سنگی و گلههای وحشتزده گوزنهای خالدار به محلی که او در حال خونریزی بود، رساند. پس از بلند کردن او، آنها مجبور شدند با احتیاط در همان مسیر ادامه دهند. حدود ۱۰ کیلومتر در مسیرهای جنگلی رانندگی کرد تا به جاده گوند رسید. از آنجا ۴۵ کیلومتر تا کلینیک دکتر هیرموت در شهر داندلی فاصله بود. پس از انجام کمکهای اولیه، او را به بیمارستان کالج پزشکی گوا در پاناجی، مرکز ایالت همسایه، منتقل کردند که بسیار نزدیکتر از بهترین بیمارستان دولتی در ایالت کارناتاکا، زادگاهش است. فک دررفته و استخوانهای ترقوه شکسته او در بیمارستان کالج پزشکی گوا درمان شد و او به مدت یک ربع کامل بستری بود. پس از مراقبتهای ویژه، از او خواسته شد بدون داشتن خلاصه ترخیص به خانه برود، زیرا خانوادهاش پولی برای پرداخت هزینه درمان و مراقبتهای ویژه او نداشتند. بدون خلاصه ترخیص، او واجد شرایط دریافت غرامت از هیچ سازمان دولتی نبود. او همچنان از نظر جسمی ناتوان است، از درد شدید استخوان و مفاصل رنج میبرد، نمیتواند غذایش را به درستی بجود و زخمهای عاطفی او در زیر زخمهای فیزیکی روی صورتش پنهان شده است...
من خودم از حداقل شش تا هشت نفر که از حمله خرس در داخل و اطراف منطقه حفاظتشده ببر داندلی جان سالم به در بردهاند، آگاه هستم...
آجی کالو ۲۲ ساله از روستای باکولتالا در شمال آندامان، پنجمین قربانی ... حملات تمساحها در جزایر نیکوبار آندامان در سال ۲۰۱۲...
در منطقه حفاظتشده ببر سانداربانس، هر سکونتگاه/روستا داستان یک بازمانده را برای روایت دارد... داستانهایی از حمله ببرها، تمساحها، کوسههای آب شیرین، پلنگها، حتی زنبورها.
صحنه اصلی درگیری حیات وحش انسانی توسط بازماندگان حملات فیلها، حملات تمساحها، قربانیان گزش مار، حملات گرگها، حملات خرسها اشغال شده است، اما در واقع موارد حمله گربهسانان بزرگ مانند پلنگ یا ببر در پشت صحنه قرار دارند.
سایههای دیگر خاکستری در افق سبز، گاز گرفتن گاوهای گاو توسط سگهای هار در داخل جنگلها، شیوع عفونتهای دامپزشکی حیات وحش در سراسر چشمانداز انسانی، حیات وحش در معرض خطر انقراض مانند کرکسها به دلیل مسکنها و داروهای دامپزشکی برای گاوها، بیماری KFD در میمونهای لانگور در داخل مناطق حفاظتشده، و دلایل و علل دیگر است.
در اکتبر ۲۰۲۵، سه مورد مرگ و میر انسانی در حاشیه جنگلهای منطقه حفاظتشده ببر باندیپور در ایالت جنوبی کارناتاکا ثبت شد. اداره جنگلداری کارناتاکا این موارد را دنبال کرد دستورالعملهای سیاستی به T، طبق دستورالعملهای سیاستی به خانوادههای متوفی غرامت پرداخت کرد؛ مهمتر از همه، اداره جنگلبانی از اصول نظری مورد حمایت جیم کوربت و کنت اندرسون پیروی کرد، منتظر بازگشت شکارچی/شکارچی در جایی که جسد پیدا شده بود، ماند و نظارهگر بود، تلههای دوربین را برای شکار مجدد ببر نصب کرد و نمونهبرداری DNA از مدفوع ببر (که فناوری مدرن آن را تسهیل میکند) را انجام داد و اداره جنگلبانی کارناتاکا ادعا میکند که «ببر سرگردان را گرفته است؛ ببرهای زخمی در مرکز نجات نگهداری میشوند و تولهها در زیستگاه بومی خود در طبیعت رها شدهاند».
اداره جنگلداری کارناتاکا در واقع، یادداشت مخالفت مرحوم والمیک تاپار در گزارش سال ۲۰۰۵ دولت هند با عنوان «Joining the Dots, Tiger Task Force» که «به بررسی و ارائه راهحل» برای کشتار ۲۲ ببر در منطقه حفاظتشده برتر ببرها در ساریسکا در سالهای ۲۰۰۴-۲۰۰۵ پرداخت، پیشگویانه بود.
«متأسفانه، به دلیل اشتیاق این گروه ویژه برای یافتن «راهحلهای ابدی» برای همه مشکلاتی که کشور را به طور یکجا تحت تأثیر قرار داده است، به نظر میرسد که این مأموریت متمرکز خود را از دست داده و در تلاش برای یافتن راهحلهایی برای همه مشکلات نابرابری و بیعدالتی اجتماعی که هند را رنج میدهد، سرگردان شده است. در این فرآیند، منافع بقای ببرها به حاشیه رانده شده و از نظر دور مانده است. این فرضیه که مناطق وسیعی از هند وجود دارد که ببرها و مردم باید از طریق یک طرح نوآورانه برای افزایش استفاده از منابع جنگلی کماستفاده با مشارکت مردم محلی، مجبور به همزیستی شوند، برای حفاظت از ببرها هیچ معنایی ندارد، بهویژه زمانی که جمعیت انسانها و گاوها دائماً در حال افزایش است. واقعیت این است که هر ببر باید سالانه ۵۰ حیوان به اندازه گاو بخورد.» برای زنده ماندن، و اگر آن را در میان گاوها و انسانها قرار دهید، این درگیری ابدی و همیشگی خواهد بود. ببرها همچنان که در ساریسکا (و بیش از ۹۵٪ از محدوده سابق آنها در هند) شکست خوردند، همچنان شکست میخورند. فرضیه ادامه همزیستی در مناظر وسیعی که ببرها از نظر زیستمحیطی و همچنین مردم از نظر اقتصادی رشد میکنند، یک رویای غیرعملی است که من کاملاً با آن مخالفم. چنین رویایی نمیتواند ببر را در دنیای واقعی نجات دهد. از سوی دیگر، چنین سناریویی یک وضعیت "بدون برد" برای همه خواهد بود و منجر به کاهش بیشتر جمعیت و در نهایت انقراض جمعیت ببرها میشود. جایگزینهایی که در آنها ببرها در مناطق حفاظتشده شناساییشده اولویت دارند و مردم در خارج از آنها اولویت دارند، باید سریعاً بررسی و به سرعت اجرا شوند. راه دیگری وجود ندارد. مفهوم فعلی همزیستی "جدید" یک ایده آرمانشهری و غیرعملی است و کارساز نخواهد بود. من کاملاً در مورد این موضوع روشن هستم.
سرزنش ذخایر طبیعی سختگیرانه و قوانین حفاظتی که ببرها در آن اولویت دارند، به خاطر تمام بیماریهای ناشی از فقر و نابرابری که کشور پهناور ما را آزار میدهد، بحثهای بیمعنی است: این بیماریها عواقب ... شکست توسعه، اقتصاد و سیاست کشور و جامعه به طور کلی و نمیتوان به سادگی آن را به گردن طرفداران محیط زیست انداخت. من کاملاً در این مورد شفاف هستم.»
مطمئناً شمارش گاوها در ذخایر ببر یا مناطق حفاظتشده منطقی نیست. این ذخایر برای جمعیتی در معرض خطر - ببر سلطنتی بنگال و طیف جانوری آن - همانطور که توسط نخست وزیر فقید ایندیرا گاندی پیشبینی شده بود، محافظت میشوند. اگر پس از هشت دهه استقلال، هند نتوانسته است یک سیاست کاربری زمین روشن برای انسان و حیوان در نظر بگیرد، نشان دهنده ناتوانی در درک اولویتهای انسانشناسی است. یا شاید ببرها و طیف جانوری آن به نمایندگی سیاسی و حق رأی در پارلمان حیات وحش نیاز دارند؟












Comments
Post a Comment